تبلیغات
خلــــیج ایــــــرونـــــــی - باز هم محرم باز روضه چشم هاتون ...

باز هم محرم باز روضه چشم هاتون ...

1389/09/22 19:40نویسنده : محسن خلیلی

 


 به اذن اباعبدالله

محرم امسال  یه حس دیگه است . حس تازه ای است.

انگار اولین سالی است که محرم را درک میکنم.

میدونی.  به نظرم اون بی حیایی های پارسال یه عقده ای روی دل بچه شیعه ها گذاشته که امسال دارند  عقده از بغض هاشون  باز می کنند.

سالگرد اون حوادث پارسال بد طوری  رو سینه بچه شیعه ها سنگینی میکرد  و در 9 دی نشون دادند ملت که چقدر جریحه دار شدند.

فکر میکنم  تعامل و سازش با اون جنایتکاران فتنه گر دیگه کافی باشه دیگه وقتشه که قوه قضائیه گرامی دست به کار شوند و عوامل فتنه پارسال رو محاکمه کنند.

البته این گونه که مشخصه قوه محترم قضائیه همچین قصدی ندارند .

قوه محترمه قضائیه در یک عملی بسیار تعجب بر انگیز وبسایت حسین قدیانی رو فیلتر کردند و احتمالا به زودی حکم جلب ایشون هم صادر خواهد شد . از قوه قضائیه ای که تصامح با فتنه گر را پیش گرفته بعید هم نیست. انشاالله اینگونه نباشه.

فایل زیر را به مناسبت ماه عزیز محرم تقدیم میکنم.

دریافت فایل کلیک کنید.
در ادامه ، متن آخرین پست( قدیانی.کام) را میخوانید:

مرد خداجوی موسوی که سنگ پرتاب کرد، سر امام جماعت شکست. سر امام جماعت که شکست، قلب دخترکی که همین چند دقیقه پیش در تعزیه داشت، نقش رقیه را بازی می کرد، شکست. آشوبگر عاشورا که سوت کشید، قلب جانباز شیمیایی تیر کشید. آمده بود میدان جمهوری اسلامی تا نماز ظهر عاشورا بخواند. نشسته. از همان روی ویلچر. مقابل پایگاه مقداد که از همانجا عازم جبهه شده بود و امروز در سالگرد آشوب عاشورا، متهمین فرعی و اصلی پرونده فتنه ۸۸ دارند راست راست راه می روند و این چنین است که آلوده تر از هوای تهران، حال و هوای عدالت است. مونوکسید کربن، یعنی عدم محاکمه فائزه هاشمی. دود یعنی مهدی هاشمی. دی اکسید ازت یعنی آقازاده ها و ذرات معلق یعنی، همان که امروز ریه عدالت را این چنین آلوده کرده است… می خواستم در سالگرد آشوب عاشورا دل نوشتی بنویسم از همان یک صفحه ای های وطن امروز. آقایان قوه قضاییه اجازه ندادند. وقتی وبلاگم قطعه ۲۶ را که آنجا “بابایم خامنه ای بود” برمی دارند و فیلتر می کنند، یعنی که ننویس! یعنی که از نظر دستگاه قضایی، تو مجرمی. من که نفهمیدم به خاطر نوشته هایم راست به حج فرستاندم یا کج به دادگاه؟ مرا باش که چقدر زور زدم تا ثابت کنم حاکمیت در این نظام دوگانه نیست، اما از قرار اشتباه می کردم. گویا اداره های جمهوری اسلامی، تاب همه چیز و همه کس را دارند الا اراده های پولادین انقلاب اسلامی. یک بار نوشتم؛ ظاهرا از نظر بعضی ها سران فتنه اسی سگ دست و علی قالپاق و ممد تپل بودند. گویا دستگاه قضایی تاب نامه های سرگشاده خواص بی بصیرت و بیانیه های هتاکانه سران فتنه را دارد اما تاب از گل نازک تر گفتن به برادران لاریجانی را ندارد. با ماه در روزگار پس از فتنه عکس انداختن زیباست اما از آن زیباتر لااقل این است که وقت فتنه پرسه در مه نزنی. و من هنوز هم می گویم؛ یکی به نعل و یکی به میخ زدن خواص بی بصیرت از آنرو بود که فکر روزگار بعد از جمهوری اسلامی بودند و می خواستند در جمهوری اسلامی قلابی و نه انقلابی، پستی برای تکیه زدن و سمتی برای پز دادن داشته باشند. حال قوه محترم قضاییه به کدام دلیل وبلاگ قطعه ۲۶ را می بندند و به خاطر توهین وبلاگ فلان به امام عزیز و سایت بهمان به رهبر حکیم، کاری با این رسانه ها ندارد، لابد این را می رساند که از نظر دستگاه قضایی، خواص بی بصیرت منزلت و شانی بالاتر از همه حتی ولایت فقیه و مصادیق مبارک آن دارند. آیا جز این است؟ و اگر جز این نیست، این درد را به کجا باید برد؟ خداییش این همه در رسانه های خودی و غیر خودی علیه رئیس جمهور محبوب حرف زده می شود و توهین هایی روا می دارند که آدمی از بازگویی آن شرمش می شود اما ظاهرا نامه ای ولو صمیمی به بعضی ها در وبلاگی کوچک هم نمی توان نوشت. این برخورد ناعادلانه با وبلاگ قطعه ۲۶ تنها یکی از نمونه برخوردهای قوه قضایی با جوانانی است که رهبر انقلاب، “افسران جنگ نرم” خطاب شان کرد. چه بسیار که وبلاگ افسر جنگ نرمی را فیلتر کرده اند و مدیر وبلاگ، دستش به هیچ کجا هم بند نبوده. لابد در ۸ سال دفاع مقدس هم به همین شکل، بعضی ها از رزمندگان دفاع مقدس در نبرد با بعثی ها حمایت می کردند؟! و لابد متاثر از همین حمایت های خاص از خط مقدمی ها بود که امام جام زهر نوشید! عجبا! سایت بالاترین نتواست قطعه ۲۶ را هک کند اما قوه قضاییه توانست قطعه ۲۶ را فیلتر کند! راستی، ما به چه کسی داریم می جنگیم؟ بعثی ها یا بعضی ها که از پشت خنجر می زنند؟ و راستی تر که چگونه است، جذب حداکثری شامل حال متهمی چون فائزه هاشمی و عفت مرعشی می شود اما شامل حال وبلاگ افسران جنگ نرم نمی شود؟! آیا حداکثر وظیفه دستگاه قضایی در قبال کسانی که در خط مقدم گوگل، از “خامنه ای. دات. آی. آر” و با کمترین امکانات پاسداری کردند، بستن وبلاگ شان بی هیچ محکمه و دادگاهی است؟ آیا مهدی هاشمی هم و دیگر مجرمین هم در این دستگاه به همین شکل محاکمه می شوند؟ وا اسفا که بعد از فتنه، تیع دستگاه قضایی بیشتر گلوی بسیجیان را لمس کرده تا حرامیان را. وا اسفا! که یک روز “کیهان” را می خواهند، دگر روز “وطن امروز” را، روز بعد “ایران” را و روز دیگر، “جوان” را و حالا هم سایت “مشرق” را می بندند و به راحتی آب خوردن فیلتر می کنند. و متاسفانه وقتی وبلاگ قطعه ۲۶ را فیلتر می کنند، آنقدر شهامت ندارند که در صفحه بالا آمده، یک کلام بردارند بنویسند که؛ “این وبلاگ با حکم قضایی فیلتر شده است”. چطور ساعت یک و نیم نیمه شب نزدیک به شب عاشورا زنگش را می زنید، حکمش را هم لطفا بگذارید تا عموم بفمهند و ببینند که حق با “آوینی” بود؛ “در جمهوری اسلامی همه آزادند الا بچه حزب اللهی ها”. و اما وقتی در قوه قضاییه ای که مهدی و فائزه هاشمی محاکمه نمی شوند، افتخار می کنم برای من به عنوان کوچک ترین بسیجی این نبرد ۸ ماهه حکم جلب صادر می شود. خوشا به حالم؛ قوه قضاییه ای که کاری با زبان هتاک موسوی ندارد و به این کاری ندارد که او، امام را خطاکار و نظام را حکومت فرعونی خوانده، به راحتی آب خوردن زبان مرا در فضای سایبر می برد! القصه می نویسم چه شد تا همگان بدانند که ما حکومتی ها را چگونه برخورد می کند دستگاه قضایی. دیر وقت بود که شماره خصوصی افتاد روی موبایلم. از ۲ ی نیمه شب، نیم ساعت کم. که می توانست باشد و چه کاری می توانست داشته باشد؟ جواب دادم. گفت: حسین قدیانی؟ گفتم: بفرمایید. گفت: بی زحمت نامه ای که در وبلاگ تان خطاب به آقای آملی لاریجانی نوشته اید، بردارید. گفتم: شما؟ گفت: از دادستانی زنگ می زنم. گفتم: از کجا معلوم؟ گفت: حکم دارم. می خواهی برایت حکم را ایمیل کنم. گفتم: فعلا با این اوصاف، نامه را برنمی دارم تا فردا که با دوستانی امین مشورت کنم. گفت: من محترمانه به شما می گویم که به نفع تان است این نامه را بردارید و نمی خواهم چیزی بر دست شما (بخوانید دستبند) ببینم! گفتم: تا فردا حالا صبر کنید. گفت: اما شما فردا باید بیایی فلان جا. گفتم: حالا تا فردا. این مکالمه تمام شد و نیم ساعت بعد وبلاگ قطعه ۲۶ را فیلتر کردند و من چه خوش خیال، که فکر می کردم تا فردا مهلت دارم! نگو این مهدی هاشمی است که تا فردا و فرداها مهلت دارد، نه چون من یتیمی که بابایم خامنه ای است و مستاجر نیستم و خانه ام بیت رهبری است. و اما صبح آن روز، ۳ شماره خصوصی دیگر زنگ موبایلم را به صدا درآورد. بی هیچ احضاریه ای دادستان مرا خواسته بود. نرفتم و گفتم: احضاریه بدهید تا بیایم. من هم حقوق شهروندی دارم مثل آشوبگران عاشورا و مثل سران فتنه. و بعد نه به آن سوی خط که به دوستانم و با زبان طنز گفتم: این احضاریه باید خالی از اشکال حقوقی باشد و فی المثل نام پدرم را درست باید قید کنند که دست بر قضا پدر من هم مثل بعضی ها “علی اکبر” نیست و البته “اکبر” خالی هم نیست؛ “شهید اکبر قدیانی” است. قوه قضاییه باید این کلمه “شهید” را حتما در برگه حکم جلب و احضاریه درج کند و اما من زندان جمهوری اسلامی را هم جای مقدسی می دانم. تا حاکم “علی” است این فقط راهپیمایی های ما نیست که حکومتی است. زندان رفتن ما هم حکومتی است. این جان من و این حکم دستگاه قضایی، که با من هر چه کند، فقط یک چیز می گویم؛ بابای ماست خامنه ای. (دل نوشته ای ازحسین قدیانی) >>>این متن فردا در روزنامه وطن امروز کار می شود. >>>نوشته دیگری از حسین قدیانی فردا در کیهان کار می شود

دلسوزی برای عروسكان فتنه شب بازی

حسین قدیانی
خوب یا بد و درست یا نادرستش را كار ندارم؛ می گویند آقایی به خانمش گفت اگر دیدی یك سوسك كنار دمپایی ایستاده مبادا جوگیر بشی و با لنگه دمپایی توی ملاجش بكوبی! بی محل از كنارش رد شو. این بی محلی از هزار ضربه دمپایی پلاستیك كه توی ملاجش بزنی برایش دردناك تر است. نه بزن نه فحش بده. حالا اینو داشته باشید تا به بقیه قضایا برسیم.
¤ ¤ ¤
شكی نیست كه تاكنون و با هر دلیلی دستگاه قضایی، برخوردی كه مورد انتظار ملت است با سران فتنه نكرده، اما آنچه نظام مقدس جمهوری اسلامی به مصلحت با این فتنه گران كرده، چیزی از جنس همان بی اعتنایی است كه در بالا آمد. این وسط از همه بیچاره تر مهندس است. ماههای پیش را به سكوت گذراند، تا آنجا كه صدای خانم رهنورد هم درآمد و این برنده جایزه «سكس و فلسفه» مدعی شد؛ «چون شوهر من حال حتی یك مصاحبه ندارد، حاضرم رهبری جنبش سبز را برعهده بگیرم!» (تا این حد خنده در محرم اشكال ندارد!) و اما شنیده ایم این سوی و آن سوی كه مهندس ناجور به مرض «ز- ذ» دچار است. شاید از همین روی بود كه مهندس بعد از سكوت چند ماه پیش خود، دوباره خودی نشان داده و در طول یك ماه اخیر 2 بیانیه نوشته. یكی از یكی تندتر و این وسط از همه تلخ تر برای مهندس، واكنش سرد 2 گروه به بیانیه هایش است: گروه اول؛ كسانی كه در روزهای اول بعد از انتخابات فریب دروغ و دغل این فتنه گر را خورده بودند و گروه دوم؛نظام است كه هرچه مهندس تندتر بیانیه می دهد، انگار نه انگار! گویی مهندس این بیانیه ها را برای خودش می نویسد! و باز هم اما، نگارنده این سطور از باب دلسوزی برای این فتنه گر متوهم، واكنشی ولو مختصر به بیانیه اش نشان می دهم كه بیش از این به امراض روحی- روانی دچار نگردد. به اعتقاد من مهمترین نكته بیانیه اخیر موسوی، اعتراف مهندس به بی كسی خود بود و اینكه حرف های مفتش هیچ خریداری ندارد. یعنی با عرض معذرت ایشان پذیرفته كه دیگر جز مجانین آن سوی آب و غیر از آدم هایی در حد و اندازه اكبر گاف، برایش پهن بار نمی كنند. این «پهن» را از آن رو گفتم كه پروردگار عالمیان، مدعیان بی عمل را «كمثل الحمار» خوانده. از جمله این مدعیان بی عمل، قطعا كسی است كه ادعای خط امامی داشته باشد و در عین حال پالوده اش را با آمریكا و اسرائیل نوش جان كند. وانگهی؛ موسوی در آخرین بیانیه خود، رسما خط خود را از امام جدا كرده و ضمن پوزش از همه خوانندگان، امام را از سویی خطاكار و از دیگر سو معترف به خطای خود دانسته اند. این اما مهمترین نكته بیانیه اخیر مهندس نیست كه به صورت خورشید نمی توان خاك پاشید. مهمترین نكته این بیانیه در این جمله آخرین بیانیه موسوی نهفته است؛ «خشم فرو خورده مردم بسیار خطرناك تر از فریادهای تظلم خواهی آنها خواهد بود.» اصلا مهم نیست، مهندس، بی اعتنایی مردم به خود را «خشم فرو خورده» و یا هر چیز دیگری نام نهاده باشد. نكته حیاتی و قابل اعتنا این است كه مهندس پذیرفته، مردم دیگر حاضر نیستند برای فتنه گران متوهم تره خرد كنند. مهندس گرچه نوشت «خشم فرو خورده مردم» ما اما خواندیمش «بی اعتنایی اندك هواداران باقی مانده به مهندس.» چه خشمی چه كشكی چه پشمی چه جنبشی؟! خشمی اگر هست، كه قطعا خشمی عاشورایی است، از دست سران فتنه هست. جنبش زنان مردنما چه دارد، كه خشم داشته باشد؟!... و اما چرا مهندس به پذیرش این واقعیت رسیده است؟ طبیعی است؛ هر فتنه گری هرچقدر هم كه متوهم باشد، عاقبت روزی دو ریالی اش خواهد افتاد. از 9 دی سال 88 تا امروز مهندس هر چه بیانیه داده با بی اعتنایی مطلق همگان حتی آنان كه به او رای داده بودند، مواجه شد. 16آذر امسال از نمونه هایش. مهندس خودش را كشت، مگر از میان جنبش عزیز دانشجویی، طعمه ای برای فتنه صید كند اما 16آذر امسال، سخت عاشورایی بود و برای آخرین رهروان عمر سعد، سودی در پی نداشت. این بی اعتنایی ها قبول كنید كه روی مخ مهندس دارد راه می رود. این است كه مهندس را بیش از پیش عصبانی می كند و او را ناچار می كند چون دیوانگان رسما به سیم آخر بزند و آخرین بیانیه خود را در توهین به امام، اهانت به رهبری، حمایت مجدد از آشوبگران عاشورای سال گذشته و دعوت مجدد به آشوب بنویسد. (خیلی هم كسی به حرفش گوش می دهد!) من اصلا در این سطور بعدی، كاری به اجرای عدالت ندارم؛ از بیم آن كه مبادا مهندس سر خود را به در و دیوار خانه بكوبد و به جای نقاشی، دست به كشیدن چیزهایی دیگر بزند، از دستگاه قضایی، خواهش می كنم، واكنشی ولو در حد یك تذكر به بیانیه مهندس نشان دهد و این بینوای بیچاره را مشعوف كند كه؛ بعله، این همه لگد انداختیم، عاقبت یكی یك چیزی بارمان كرد! این مهندس كلا متوهم جالبی است. در بیانیه ماقبل آخرش (ببین مهندس! من دارم تحویلت می گیرم ها!) نظام ما را با فرعون مقایسه كرد. نظام فرعونی را اما به شكنجه های فرعونی اش می شناسند. لابد وقتی فلان فتنه گر از درون مثلا زندان، هنگام به روزرسانی سایت خود با سرعت پایین اینترنت مواجه می شود، از مصادیق شكنجه های فرعونی است. یا اینكه بعد از آن همه دروغ و آشوب و فتنه و نامه و بیانیه و تهمت، سران فتنه دارند راست راست راه می روند، این بی اعتنایی نظام به فتنه گران از مصادیق فرعونی گری است! من واقعا مانده ام؛ اگر نظام برآمده از خون 300 هزار شهید كه در راس آن مولایی مقتدر و صبور و حكیم و علوی تبار، حكم به حكمت می دهد، فرعونی است، پس تا الان چرا سران فتنه، زنده مانده اند؟ آیا این همه سعه صدر را موسای كلیم الله داشت یا فرعون؟ و اصلا گیرم كه ما فرعون! در آن صورت لابد معجزه این موسی های قلابی این بود كه چون فلانی داماد بهمان جاست، پس اهالی یك جای دیگر به مهندس رای داده اند! موسی این پیامبر خوب خدا معجزه می كرد، اعجاز داشت اما دیگر اینقدر توانایی نداشت كه از 4 نفر، پنجم شود! زبانش عبری بود اما «العربیه» را می دانست به چی برمی گردد! وانگهی، شما چگونه موسایی هستید كه فراعنه عالم، یكی تان را اندیشمند فارین پالیسی می خواند و آن دیگری را گرم در آغوش تیتر یك روزنامه های صهیونیستی می فشارد؟ موسی یا فرعون و یا بنی اسرائیل، كدامیك گوساله سامری می پرستیدند؟ هم الان گوساله 3 ساله تلمود را چه كسانی و با نوشتن كدام بیانیه های اسرائیل پسند می پرستند؟ گوسفندی به نام ساركوزی را چه كسی می پرستد؟ حكومت فرعونی، دیكتاتوری، ضد آزادی و دانشجوستیز لندن از چه كسانی در فتنه اخیر حمایت كرد؟ كدام دانشمند فارین پالیسی حتی شعار انتخاباتی خود را از روی دست اوباما تقلب كرد؟ نه جناب مهندس! نظام ما حكومت فرعون نیست. حتی حكومت موسی هم نیست. نظام مقدس ما یعنی نظام جمهوری اسلامی ولایت عشق است و این ایالت عیش بود كه برای امر فتنه از حلقوم مردم بدبخت آمریكا برید و به حساب شما پول ریخت. جمهوری اسلامی حكومت خدا بر مردم است و اگر جز این بود آیا باز شیاطین عالم و راس شان شیطان بزرگ این همه با ما دشمنی می كردند؟ جمهوری اسلامی یعنی دست لطف و رحمت خدا بر سر ما. خامنه ای رهبر ماست، چون دست خدا بر سر ماست. ما بابت این سلاله زهرا، از خدا ممنونیم و صبح و شب سر بر سجده داریم كه رهبرمان روزگاری خمینی بود و هم الان آموزگارمان خامنه ای است. نظام ما حكومت نایب امام زمان است و شما هم ای سران فتنه! بروید دست خامنه ای را ببوسید. اگر نبود كه هنوز مولایمان امر نكرده، الان 7 كفن پوسانده بودید. ما را نه بیم از كشتن است و نه هراس از كشته شدن. ما از نسل عباسیم. عباس قبل از آنكه به شهادت برسد، آنقدر از لشكر عمرسعد كشت كه اگر نامردی عمود آهن بر سر مباركش فرود نیاورده بود، به روایت همه مورخین، الان واقعه كربلا به گونه دیگری رقم خورده بود. چه می كرد عباس كه خدا اراده كرده بود مولایش را برادرش را «شهید» ببیند. و چه كنیم ما كه حریفمان آمریكا و اسرائیل است و شما در دستان شیاطین، چیزی بیش از عروسكان فتنه شب بازی نیستید.
¤ ¤ ¤
پایان دهم این نوشته را با چند نكته:
1- سران فتنه شك نكنند به تك تك اهانت هایی كه كرده اند، به قطره قطره خونی كه از ملت ریخته اند، تودهنی سخت و حیدری خواهند خورد. دستگاه قضای نظام مقدس ما كه در راس آن دانشمندی جوان تكیه زده، به خوبی بر همه امور اشراف دارد.
2- جناب موسوی بداند؛ در 2 بیانیه اخیری كه نوشت، هم به امام بزرگوار ما و هم به رهبر ما حرف هایی زدند كه ما ناچاریم این را بگوییم؛ اگر دستگاه قضایی به وظیفه خود به درستی عمل نكند، پاسخ ما به سران فتنه پشیمان كننده خواهد بود. این بار قیامی چون 9 دی فقط به حضور و شعار ختم نخواهد شد.
3- و اما آن «ز- ذ» كه نوشتم؛ «عشق سالاری» حكماً از زن سالاری و مردسالاری بهتر است اما اگر مرد آدمی، یكی مثل مهندس باشد، چه خوب كه زن سالاری در آن خانه حاكم باشد. بدبختی اینجاست كه خانم رهنورد هم در بهترین حالت، یكی است چون شیرین عبادی! متوجه منظورم كه هستید؟!


آخرین ویرایش: 1389/11/6 23:34

 
1396/06/22 12:25
Heya i'm for the first time here. I found this board and I find It really
useful & it helped me out a lot. I hope to give something back and aid others like you aided me.
1396/06/4 11:32
Woah! I'm really digging the template/theme of this blog.

It's simple, yet effective. A lot of times it's tough to get that
"perfect balance" between usability and appearance. I must
say you have done a amazing job with this. Additionally, the blog
loads extremely fast for me on Chrome. Outstanding Blog!
1396/05/14 18:32
This site really has all of the information and facts I needed about this
subject and didn't know who to ask.
1389/10/8 16:45
سلام
سالروز 9 دی و بیعت با ولایت است. امیدوارم زیر سایه آقا (عجل الله ) سالم و سلامت
باشید.
اللهم عجل الویکل فرج + اللهم احفظ قائدنا الامام خامنه ای
در همین زودیه زود خواهیم گرفت ظهور مهدی (عجل الله) را عید...
کیان
1389/09/25 10:48
این آقای قدیانی هرکی که هست فقط داره مظلوم نمایی می کنه،اینظور حرفا دله من یکی رو به رحم نمیاره...
1389/09/24 14:33
سلام عزاداری هات قبول درگاه الهی یاعلی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر