تبلیغات
خلــــیج ایــــــرونـــــــی - خلصنا یا ربــــ

خلصنا یا ربــــ

1389/06/10 04:46نویسنده : محسن خلیلی

 


 

از هر سو که میرفتم به بن بست میرسید

راه را گم کرده ام

به سوی تو امدم ولی راه را اشتباه رفتم

اینجا کسی مرا به تو نمیرساند

هرکس رُبِ خویش را به جای رَب به من قالب میکند

رنگیمان کردند با رُب هایشان

همه جا به دنبالت گشتم . همه جا به دنبال آدرسی کوچه ای خیابانی منزلی گشتم که فقط یک لحظه رنگی از تورا ببینم.

ولی حیف همه جا را بوی تعفن ریا و گناه و فسق  فرا گرفته . و من همچنان غرق در تعفن این گناهان دست و پا میزنم.

شب قدر آمد. اما قدرندانستم.

قدرش را فقط تو میدانی که میگویی منزلت دارد بیش از هزار ماه. من چه میفهمم قدر شب قدر را؟

این روز ها بغض هایم دیگر جا خشک کرده اند در گلویم. این روز ها دیگر دوستانم هم غریبه اند.

میگویند بدنم دارد حجم میگیرد نمیتوانم روزه بگیرم. الهی آنقدر حجم بگیرد که بترکی.

مرعوبم. چه میخواهد به سرمان بیاید؟ این نسل ما به کجا میرود. راه کجاست؟چاه کجاست؟

خلاصه به دنبالت گشتم نگو کجا را نگشتی که جوابی ندارم .

پیر جلیل القدری میگفت گناه ما جوانان سرچشمه اش چشم است. چشم ، همان دو چَشمِ زیر ابروان را میگفت.

گفتم ای پیر فرهیخته نصیحتی بنما ، مگر آدم شویم.

گفت جوان در چهار کلام راه نشانت دهم. ( نگاه نکن ؛ گناه نکن )

راه نشانم داد ولی هنوز هم گنگ ام.

نگاه را بر بستم چشمانم به کف خیابان خشک شد. دیسک گردن گرفتم و من هنوز هم همانم که بودم.

هنوز هم تورا نیافتم. پیر مرد با حرفش انگار باری از دوش نهیفم برداشت. اما یکی به من بگوید معبودم را کجا بیابم. دل در ره او بسپاردم و مجنون وار در پی لیلی میگردم.

بنشستم. تفقدی کردم اندر کلام وحی که خدا گفت من از رگ گردن به شما نزدیک ترم. تو کجایی که این گونه نزدیکی.

حال، حس تازه ای دارم. حس میکنم هستی اما نیستی . یعنی همان که میگویند دریا در کاسه ای جای نمیگیرد. تو دریایی و من کاسه بشکسته ای که غرق در تو ام و تورا نمیبینم و در پی تو بیراهه پیمودم.

در قدرت مرا قدر دان کن. علی را به رخ کش و مرا خرابم کن. دیشب کودکی از منزلت علی میخواند. گرچه کودک به زبان آزری سخن میگفت اما با هر علی مدد گفتنش چهار ستون بدنم میلرزید.

حزب الله را ندای علی علی پیروز کرد.

مگر لبنان چه داشت که فلسطین نداشت؟

لبنان شیعه ی علی داشت و علی داشت.

میسوزم وقتی کودکان فلسطین را میبینم. میسوزم ناله مادر فرزند مرده را میشنوم. جگرم آتش میگیرد وقتی مظلومیت بینهایت فلسطینیان را در بین اعراب بی خاصیت میبینم.

حضرت روح زیبا گفت. اگر هر یک از مسلمانان یک سطل آب بر اسرائیل روانه دارند اسرائیل را آب میبرد.اما!کجاست روح غیرتی که به پا خیزد. به والله اگر جمهوری اسلامی ایران نبود حتما تا حال نامی از فلسطین و لبنان نبود.

به والله اگر امام سید علی خامنه ای (روحی و ارواحنا له الفدا) نبود تابحال شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران شعار روز قدس ما بود.

بیراه نیست که سید حسن نصرالله دست بوس حضرت ماه است.

به شرفم قسم قول میدهم که روز قدس امسال رو ساندیس خور های حکومتی بدون ساندیس و این بار بدون نی های ساندیس ،بلکه با مشت های گره کرده شان مستقیم فرود می آورند در پای چشم دشمنان اسلام و ایران و ایرانی.

تمام سخن این چند هفته را یک جا بیان کردم که جبران دو هفته بی اقبالی به سخن گفتن با چهار دیواری دنیای مجازی را جبران کرده باشم. تمام مطالب وبگاه خلیج ایرانی بهانه ای جهت تلنگر به خودم می باشد.

التماس دعایمان را پذیرا باشید از این دریچه مجازی و دعایمان کنید به قدر این شب های پر از قدر.

داستانی از امام صادق شنیدم بسی زیبا :

در زمان آن حضرت مردی بس گنهکار  مرید آن حضرت بودند . با اینکه گنه فراوان میکرد اما خاطر خواه آن حضرت نیز بودند.

او فکر میکرد حضرت از کار های زشت او خبر ندارد و از چشمان آن حضرت پنهان است.

روزی مرد مست در کوچه در حال عبور بود که حضرت  از ان سوی کوچه  می آیند و آن مرد دست پاچه روی خود را بر میگرداند و خود را به کوچه عمر چپ میزند. ناگهان دستی مهربان بر کتفش فرود آمد و گفت ای مرد فکر میکنی ما شمارا نمیشناسیم و از کار هایتان نا آگاهیم؟ ما به تمام کارهایتان واقفیم.اما ای مرد اگر گنه کاری و از روی ما شرمگینی،هیچ وقت روی خود را از ما بر نگردان که دل ما اهل بیت را میشکنید.

سخن اخر؛

تورو جون حضرت حیدر اگه گناه داری، قدِ بی هوا ، اگه پشیمونی روتو از حضرت بر نگردون خیلی راحت سرتو بنداز پایین و با همون حال محزونت بگو آقا شرمنده ام . تورو به دامن پاک حضرت زهرا وقتی به نامه عملم نگاه میکنی اشک نریز تورو به جان حضرت زهرا به روم نیار که گناهکارم. بگو به حضرت که توبه کردی . به خودت و حضرت قول بده که بر نگردی .قول بده؛

صلوات برای ظهور حضرت منتظر(انشا الله)


آخرین ویرایش: 1389/06/14 20:21

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر